حضرت داوود علیه السلام در حال عبور از بیابانی ،مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک بر می داشت و به جای دیگر می ریخت از خداوند خواست که از راز این کار آگاه شود مورچه به سخن آمد که معشوقی دارم که شرط وصل خود را آوردن تمام خاکهای آن تپه در این محل قرار داده است . حضرت داوود علیه السلام فرمود با این جثه کوچک تو تا کی می توانی خاکهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل کنی و آیا عمر تو کفایت می کند  ؟مورچه گفت همه اینها را می دانم ولی خوشم که اگر در این راه بمیرم به عشق محبوبم رسیده ام به عشق محبوبم مرده ام .در اینجا حضرت داوود منقلب شد و فهمید که این جریان درسی است برای او ....
نتیجه گیری:من تو هم اگر عاشق خداییم باید تکلیفمان را بشناسیم و در راه وظیفه قدم برداریم و تکلیف ما شناخت امام زمان و تبعیت بی چون و چرا از امام زمان خویش می باشد . و زمان ما که امام زمان درپشت پرده غیبت هستند باید از فقیه جامع الشرایط پیروی کنیم . که امام زمان علیه السلام می فرماید :
«.... و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی روات حدیثنا فانهم حجتی علیكم و انا حجة الله»؛ «اما آنچه سوال كرده‌ای خدا تو را هدایت كند و ثابت قدم نماید... اما حوادثی كه پیش می‌آید به راویان حدیث ما مراجعه كنید زیرا آنها حجت و نمایندگان من هستند بر شما و من حجت خدا بر شما....»