داستانک
مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر گفت:دکتر گفت
به فلان سیرک برو آنجا دلقکی است اینقد میخندانتت تا غم از یادت برود.مرد لبخند
تلخی زد و گفت:من همان دلقکم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت توسط محسن دهباشی
|
سلام از بازدیدتون متشکرم.امیدوارم خوشتون بیاد و بازم ازم سر بزنید.راستی نظراتتون خوشحالم میکنه.امیدوارم این وب بتونه شما را با شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا کنه.با کپی کردن مطالب هم مشکلی ندارم راحت باشید فقط خواهش میکنم یکبار بخونید بعد کپی کنید.