گزیده ای از غزلیات عرفی شیرازی
ار نالهٔ شبانه اثر بردهایم ما
ناموس گریههای سحر بردهایم ما
سرمای عافیت نشناسیم کز ازل
در گرمسیر عشق به سر بردهایم ما
باد مراد گر نوزد دم به دم چه باک
کشتی ز موج خیز به در بردهایم ما
راهی که خضر داشت ز سرچشمه دور بود
لب تشنگی ز راه دگر بردهایم ما
سود متاع ما چه بود کز دیار عمر
مژگان خشک و دامن تر بردهایم ما
خامی نرفت عرفی و گشتیم بحر و بر
بنشین که آبروی سفر بردهایم ما
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط محسن دهباشی
|
سلام از بازدیدتون متشکرم.امیدوارم خوشتون بیاد و بازم ازم سر بزنید.راستی نظراتتون خوشحالم میکنه.امیدوارم این وب بتونه شما را با شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا کنه.با کپی کردن مطالب هم مشکلی ندارم راحت باشید فقط خواهش میکنم یکبار بخونید بعد کپی کنید.