ترانه درد عشق
مروارید اشکات رو پیرهنم داره میشکنه دل توی سینم
ای سکوت ترانه این منم که داری مکشی آهسته و نم نم
وقتی دستات تو دستامه گرمی عشقت توی وجودمه
عاشق ترین عاشق میشم شمع روشن شقایق میشم
پر کشیدی مثه پرنده از قفس چهره در نقاب خاک کشید هم نفس
خاطرات کهنه یِ سوخته یِ عاشق وجودم پر شده از درد عشق
تقدیر مهره پایان زد بر جانم از خاک بودم دوباره بر آنم
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط کیان
|
سلام از بازدیدتون متشکرم.امیدوارم خوشتون بیاد و بازم ازم سر بزنید.راستی نظراتتون خوشحالم میکنه.امیدوارم این وب بتونه شما را با شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا کنه.با کپی کردن مطالب هم مشکلی ندارم راحت باشید فقط خواهش میکنم یکبار بخونید بعد کپی کنید.