راز
بیزارم از این وهم تکراری
این خوابدیدن حین بیداری
این خوابدیدن حین بیداری
نه میکُشی، نه رو به بهبودی
ای خاطراتت خنجری کاری!
ای هرچه بود از من به غارت برد!
تو با مغولها نسبتی داری؟
از آرزوی دیدنت سیرم
از تشنگی تنها به دیداری…
بعد از تو روز خوش ندیدم، تو
آقامحمدخان قاجاری
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۱ ساعت توسط محسن دهباشی
|
سلام از بازدیدتون متشکرم.امیدوارم خوشتون بیاد و بازم ازم سر بزنید.راستی نظراتتون خوشحالم میکنه.امیدوارم این وب بتونه شما را با شعر و ادب فارسی بیشتر آشنا کنه.با کپی کردن مطالب هم مشکلی ندارم راحت باشید فقط خواهش میکنم یکبار بخونید بعد کپی کنید.