روح

شوریست درسرم

بلواشد همه روح من

ناله هر جمله ام

بی سراپا صبرمن

دنیا ندیده این چنین

از من و امثال من

***

بی زبان و پرهیاهو

اما مشتاق سکوتم

در راه و چو لاک پشت دویدن

ایستادن در مرز رسیدن

فقیر همدرد و گریزان ز هر جمع

کس نیست و به دیوار سلام میدهم

ودر اوج همهمه وداع کنان در حال فرارم

من همان گم کرده سایه ی خود

همان

بی خانمان روح خویشم.

گلناز-دی 1390 

http://rahaiegoli.blogfa.com